دانلود رمان گروگان دوست داشتنی با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 7 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 15 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 27 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 57 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 31 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 25 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 28 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 34 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 64 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 35 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 34 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 30 sara
دانلود رمان زروان 0 35 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 30 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 29 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 28 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 47 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 32 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 37 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 29 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 34 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 34 asal
دانلود رمان آشوب 0 29 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 36 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 30 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 73 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 31 asal
دانلود رمان پوکر 0 40 asal
دانلود رمان بخیه 0 36 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 37 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 60159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان گروگان دوست داشتنی

دانلود رمان گروگان دوست داشتنی

خلاصه:

دانلود رمان گروگان دوست داشتنی کم بود جن و پری اینم از دریچه پرید…خدایا چرا این مامانا اینقدر گیر  می دن؟ ملتمسانه گفتم:_بیخیال شو مامان بذار بخوابم.نه خیر نمی شه.میخوای این ترم اخری اخراج شی؟تو جام نیم خیز شدم.ای لعنت بر این شانس من که حتی خوابیدن هم برام حرامه.چشام تار می دید ولی باز تو چشای عسلی خمارش خیره شدم و پرسیدم:

 

چرا اخراج؟

چون همه کلاسات و غیبت می کنی.

دوباره دراز کشیدم .مامان با لگداش مجبورم کرد از روی لحافت برم کنار در

عرض دوثانیه لحافتم و جمع کرد.باشه حالا که لحافتم و جمع می کنه

رو زمین می خوابم.یه بالشت و گذاشتم زیر سرم یه بالشتم گذاشتم لای پام و دوباره خوابیدم.ییهو همچین لگدی زد که دادم به اسمون هفتم رسید:

_اییییی مامان چرا لگد می زنی؟

_گفتم بلند شو برو کلاست دیر شد

با حرص از جام بلند شدم.همونطور حرصی رفتم دستشویی.دست

و صورتم و تو دستشویی حیاط شستم.حوله به دست اومدم تو اتاق مامان سفره رو پهن کرده بود با پریا نشسته بود و صبحانه می خورد.لباسام و عوض کردم کیفم وبرداشتم و کنارشون نشستم.

بابام دبیر باز نشسته است که الان برای تامین مخارج دانشگاه من رانندگی

می کنه.پدرم ازادی عمل بیشتری به من می ده تا مادرم.مادرم یه کم متعصبه

یه کم که چه عرض کنم.زیادی متعصبه.پریا هم خواهر زاده امه.سه سال پیش

وقتی خواهر دوقلوم پریا رو باردار بوده به قتل می رسه.شوهرش هم که پلیس بوده می کشن.پریا الان یه جورایی خواهر منه.

دستم و کشیدم به سرش و گفتم:

_جوجوی اجی چطوره؟

_خوبم اجی جون.

چهره پریا دقیقا مثل من و خواهر خدابیامرزمه.چشمای درشت قهوه ای.موهای مشکی پوست سفید بینی کوچیک ولبای جیگری متوسط.

 

برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :