دانلود رمان شراکت اجباری با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
فال روز چهارشنبه 28 شهریور 1397 0 5 sara
دختر شیرازی یکی از زیباترین دختران جهان + تصاویر 0 1 sara
تست شخصیت شناسی جالب 0 1 sara
دانلود رمان گرگ هایی به نام مرد 2 2 asal
دانلود رمان آبروی من قربانی هوس 2 4 asal
دانلود رمان عاشقانه برای اندروید جاوا PDF 0 4 sara
دانلود رمان انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!) 0 1 sara
دانلود رمان هدیه خداوند 0 1 sara
دانلود رمان الکس رایدر «جلد یازدهم» 0 1 sara
دانلود رمان تلنگر سیاه 0 1 sara
دانلود رمان نابودگری از نسل باد 0 1 sara
فال روز سه شنبه 27 شهریور 1397 0 11 sara
دانلود رمان طلوع آرامش 0 3 sara
دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) 0 3 sara
دانلود رمان نقاب من 0 1 sara
دانلود رمان اسارت عشق 0 2 sara
دانلود رمان طلسم ابی 0 1 sara
دانلود رمان عهد با شیطان 0 2 sara
دانلود رمان عشقی که تبخیر شد 0 1 sara
دانلود رمان سهم من باش نوشته مرضیه رأفتی و یاسمن موسوی 0 1 sara
رمان ازدواج اجباری رو کسی داره بذاره؟ 3 10 sahar
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 0 3 sara

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 46159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان شراکت اجباری

خلاصه :
داستان راجب دختر شیطون و زبون درازی هست که هیچ جوره با ازدواج کنار نمیاد ؛ اما ناخواسته با کسی آشنا می‌شه و یه جورایی مسیر زندگی‌ش  عوض می‌شه…

 

 

مقدمه :

مطمئنا یاد سهراب بهانه خوبیست برای شروعی تازه
برای استمرار یک لبخند
برای آشتی با زندگی …
خواهم آمد بر سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشتی خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت ….

 

 

قسمتی از رمان :

-چه خبرته؟ بزار من هم حرف بزنم.
در حالی که سعی در منظم کردن نفس هاش داشت گفت:خب من حرف هام تموم شد، حالا می خوای جواب من رو بدی؟
-ماشالله که کم نمیاری، عین مادربزرگ ها پشت سر هم ور می‌زنی!
-نترس من کم نمیارم اگه ام آوردم از تو قرض می گیرم، حالا می آی یا نه؟
دودل بودم و با استرس پام رو تکون می دادم.
-نمی‌دونم رونی، من حرفی ندارم فقط…
-آهان گرفتم، باید از اون پیر مرد غرغرو اجازه بگیری.
داد زدم.
-رونیکا؟ هنوز یاد نگرفتی درست حرف بزنی؟
-اصلا انگار به من آلرژی داره تا من رو می‌بینه ابروهاش می‌ره تو هم، می گم نکنه به من نظر داره؟
با این حرفش خندیدم.
-دیوونه شدی؟ فریدون روح ننه خدا بیامرزم رو ول می‌کنه می‌چسبه به تو؟ در ضمن من اول باید تاییدت کنم که متاسفانه ردی!
-خب دیگه زیادی حرف زدی، شارژم تموم می‌شه.
-چیش خسیس
صداش رو تو دماغی کرد و با لحن‌ چندشی گفت: همه که مثل تو نیستن یکی جیبش رو پر کنه واسه ا‌ش

 

برای اطلاع از تازه ترین رمانهای روز عضو سایت شوید
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت از قبیل درخواست رمان ، دانلود رمان های ثبت شده توسط کاربران ، بحث و گفتگو در مورد رمان ها نیز استفاده کنید

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :