دانلود رمان موجوداتی به نام از ما بهتران با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
فال روز چهارشنبه 28 شهریور 1397 0 4 sara
دختر شیرازی یکی از زیباترین دختران جهان + تصاویر 0 1 sara
تست شخصیت شناسی جالب 0 1 sara
دانلود رمان گرگ هایی به نام مرد 2 2 asal
دانلود رمان آبروی من قربانی هوس 2 4 asal
دانلود رمان عاشقانه برای اندروید جاوا PDF 0 4 sara
دانلود رمان انتقام به سبک عاشقی ممنوع! (جلد دوم عاشقی ممنوع!) 0 1 sara
دانلود رمان هدیه خداوند 0 1 sara
دانلود رمان الکس رایدر «جلد یازدهم» 0 1 sara
دانلود رمان تلنگر سیاه 0 1 sara
دانلود رمان نابودگری از نسل باد 0 1 sara
فال روز سه شنبه 27 شهریور 1397 0 11 sara
دانلود رمان طلوع آرامش 0 2 sara
دانلود رمان سفر در زمان عاشقی (عروس خدایان ) 0 3 sara
دانلود رمان نقاب من 0 1 sara
دانلود رمان اسارت عشق 0 2 sara
دانلود رمان طلسم ابی 0 1 sara
دانلود رمان عهد با شیطان 0 2 sara
دانلود رمان عشقی که تبخیر شد 0 1 sara
دانلود رمان سهم من باش نوشته مرضیه رأفتی و یاسمن موسوی 0 1 sara
رمان ازدواج اجباری رو کسی داره بذاره؟ 3 10 sahar
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 0 3 sara

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 2159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان موجوداتی به نام از ما بهتران

دانلود رمان موجوداتی به نام از ما بهتران

خلاصه:
اردلان رئیسی، استاد و نویسنده ی موفقیه که دو تا ازدواج ناموفق داشته. اردلان به خاطر نوشتن رمان و داستانای ترسناک شهرت زیادی پیدا کرده و برای همین، کارش این شده که به دنبال خونه های متروک و جاهای ترسناک بگرده تا سوژه برای نوشتن رماناش پیدا کنه. این وسط پستش به یه خونه ی قدیمی می خوره که باعث می شه زندگی عادیش رو مختل کنه…

 

 

 

مقدمه:
شما يه نويسنده رو چطور تعريف می كنيد؟ يه موجود ساكت و منزوی كه يه گوشه می شينه و دسته دسته كاغذ سياه می كنه؟ يا يه موجود خواب آلود با چشمای پف كرده و قرمز كه پشت لپ تاپش نشسته و مثل فرفره تايپ می كنه؟ نه عزيزانم، شما سخت در اشتباهيد! من شما رو از اشتباه بيرون ميارم!
خوشبختم، من اردلان رئيسی هستم. يه مرد سی و هفت ساله، نويسنده و استاد رشته ی هنر. سرم درد می كنه واسه دردسر. من با يه بغل كاغذ و يه لپ تاپ و يه مداد نوک تيز توی شهر دنبال دردسر می گردم. هر جا اتفاقی هست، منم همون جام! شايد دفعه ی بعد اين اتفاق واسه خود شما بيفته، مگه نه؟
***

 

قسمتی از متن رمان :

از شنیدن حرفاش سرم رو بی اختيار بالا گرفتم. همچين بيراه هم نمی گفت! يه اتاق خيلی بزرگ با قفسه های سر به فلک كشيده كتاب. قفسه ها كه مثل هميشه مرتب و گرد گيری شده بودن، ولی كف اتاق و روی ميزم… اوه اوه اوه! انگار يه ماشين آشغالی اتاق من رو با زباله دونی اشتباه گرفته بود!

 

 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :