دانلود رمان یتیم خانه مرگ

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 10 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 23 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 52 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 27 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 21 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 24 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 30 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 60 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 31 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 30 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 25 sara
دانلود رمان زروان 0 31 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 27 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 25 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 24 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 42 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 27 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 32 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 25 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 30 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 30 asal
دانلود رمان آشوب 0 25 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 32 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 26 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 68 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 27 asal
دانلود رمان پوکر 0 36 asal
دانلود رمان بخیه 0 32 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 33 asal
دانلود رمان اقیانوس خورشید 0 25 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 74159 یکشنبه 25 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان یتیم خانه مرگ

دانلود رمان یتیم خانه مرگ

خلاصه:
داستان در مورد چهار تا دختره یتیمه که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی می‌کنند. اونا یه روزی متوجه می‌شن که داره اتفاقات عجیبی واسشون می‌افته، اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاقا بودن تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانه بازدید و تحقیق درباره یتیم خونه وارد اونجا می‌شن و به جمع دخترا می‌پیوندن.بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمی‌تونید بکنید!

 

 

 

 

مقدمه:
جیغ، خون، ترس و وحشت، همه و همه در یتیم خانه ای که از گوشه به گوشه اون بوی مرگ میاد! یلدا  آوا  لیلی و توسکا،  دخترانی که قربانی این یتیم خونه می‌شن؛  دخترانی که با تک تک سلول های بدنشون ترس رو تجربه می‌کنن! یاشا برگشته  دانلود رمان یتیم خانه مرگ

 

قسمتی از متن رمان :

با شنیدن صدای جیغ، یه متر بالا پریدم.
نگاهی به اطراف انداختم، چشمم افتاد به لیلی و توسکا که می‌خندیدن، 
آوا هم مثه منگلا ادا در می‌آورد.
با حرص بالشتمو سمتشون پرت کردم که توسکا گرفتش.
توسکا گفت:
-جونم خواهری؟!
آوا گفت:
-کارت زشت بود لیلی، چرا جیغ کشیدی؟
لیلی مظلومانه گفت:
-خب قلقلکم دادی!
دستمو به نشونه سکوت بالا آوردم.
-خفه، بیشعورید دیگه! مگه الان وقت صبحونتون نیست؟ گمشید برید صبحونه بخورید!
پتو رو کنار زدم و زیر ل**ب گفتم: 
-سر صبح گند می‌زنن به اعصاب آدم!
توسکا گفت:
-تو چی؟
تکه ای از موهای طلاییمو که جلو صورتم افتاده بود، پشت گوش زدم.
-من نمی‌خورم، میرم یه دوش بگیرم که کمی سرحال بشم.
توسکا گفت:
-آره آره، دیشب شب جمعه بود؛ باید غسل کنی!
خودشون به خودشون خندیدن. 
دهن کجی کردم.
-کی به کی می‌گه؟ هه!
سه تاشون سمت در رفتن و خارج شدن.

 

 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید