دانلود رمان فراموشی مادربزرگ با لینک مستقیم

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان همسر کوچک من و همسر دهاتی من کسی داره بذاره؟ 0 7 mbm
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 15 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 27 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 57 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 31 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 25 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 28 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 34 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 64 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 35 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 34 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 30 sara
دانلود رمان زروان 0 35 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 30 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 29 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 28 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 47 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 32 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 37 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 29 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 34 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 34 asal
دانلود رمان آشوب 0 29 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 36 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 30 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 73 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 31 asal
دانلود رمان پوکر 0 40 asal
دانلود رمان بخیه 0 36 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 37 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 47159 شنبه 24 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان فراموشی مادربزرگ

خلاصه‌ :
بهناز دختر شوخ طبع و خیال پردازی هست که خلاف میلش به اجبار والدین هنر را رها می‌کند و در رشته‌ای که علاقه‌ای به آن ندارد ادامه تحصیل می‌دهد. پس از فارغ التحصیلی دو سالی را به استراحت می‌گذراند که این دو سال اعضای خانواده‌اش از بیکاری او ابراز نارضایتی می‌کنند.

 

در نهایت پدرش تصمیم می‌گیرد او را برای مراقبت از مادربزرگ پیرش که مبتلا به آلزایمر است به روستایی در شمال بفرستد. بهناز هم که از زندگی خسته کننده‌اش در تهران دلزده شده‌است، به خواست پدرش عمل کرده و به روستا می‌رود و زندگی جدید و متفاوتی را در کنار مادربزرگش و افراد جدیدی که به زندگی‌اش وارد می‌شوند تجربه می‌کند.

 

سطح رمان : ویژه

مقدمه :
بهناز قلمویش را برمی‌دارد و شروع به کشیدن دشتی سبز که تمام ذهن و احساسش را به تلاطمی دلچسب و شیرین می‌اندازد، می‌کند. او در نقاشی زیبایی که با رنگ‌های متنوع بر تخته‌ی نقاشی‌اش خلق می‌کند تنها یک منظره‌ی بی جان نمی‌آفریند بلکه دنیای زیبا و ساده‌ی روستایی که او را به اوج خوشبختی و احساس شادی می‌رساند به نمایش می‌گذارد. دنیایی که در آن خبری از زرق و برق‌های چشمگیر و تجملات دهان پر کن نیست بلکه مملو از انسان‌هایی با قلب‌هایی لبریز از عشق و محبت با نگاهی صادقانه و زبانی ساده گوست.

 

قسمتی از رمان :

-گل، گل، گل!
با صدای فریاد من و پدرام، مامان از آشپزخانه بیرون آمد و در حالیکه ملاقه به دست به سمتمان می‌آمد غرولند کنان گفت: 
-خدایا اینم شد دختر که من بزرگ کردم؟ آخه بهناز پدرام بچه‌ست ولی تو خیر سرت عمه‌شی و بیست و چهار سال سنته! من هم سن تو بودم بچه بزرگ می‌کردم ولی تو…

 

 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :