دانلود داستان کوتاه دنیای اطلسی

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 10 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 23 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 52 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 27 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 21 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 24 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 30 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 60 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 31 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 30 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 25 sara
دانلود رمان زروان 0 31 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 27 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 25 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 24 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 42 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 27 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 32 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 25 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 30 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 30 asal
دانلود رمان آشوب 0 25 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 32 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 26 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 68 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 27 asal
دانلود رمان پوکر 0 36 asal
دانلود رمان بخیه 0 32 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 33 asal
دانلود رمان اقیانوس خورشید 0 25 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 14159 شنبه 24 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود داستان کوتاه دنیای اطلسی

دانلود داستان کوتاه دنیای اطلسی

خلاصه داستان:
داستان در مورد دخترى است كه خيانت را ديد … تقاص خيانت را كشيد … در دنيا تنها ماند اما بدون هيچ حرفى پا پس نكشيد.

 

 

 

تصميمات اشتباه
آدماى اشتباهى
خواسته هاى بى‌جا
همگى باعث مرگ من شدن
دخترى كه روزها و شب هاش تيره بود
خوشحال ترين دختر غمگين دنيا بود
در بين مواج به صخره اثابت مى‌كرد
اون تك بود
و اون كسى نبود جز اطلسى

 

قسمتی از داستان:

روز ها مى‌گذشت و من هر روز تنها تر مى‌شدم، حدودا دو هفته اى بود كه ليسانسم را گرفته بودم.
روى تختم نشستم؛ پاكت سيگارم رو در اوردم و شروع به پك زدن کردم.
پك هاى متوالى، بوى شكلات تمام اتاق را پر كرده بود
در بين دود ها فقط يك چيز رو مى‌ديدم؛ آينده ى گنگ و مبهمم چه مى‌شود؟
تقه اى به در خورد و مادرم در چارچوب در ايستاد
-آخه پدر خوب، مادرت خوب، سيگار كشيدنت چيه؟
سرم را بين دستانم گذاشتم و با صدايى نه چندان بلند گفتم
-واى مامان؛ چقدر گير میدى.
-د اخه دردت چيه؟
-دردم تويى.
مامان يه بى‌لياقت گفت و رفت
صداى زنگ گوشيم اومد، به سمتش هجوم بردم و با ديدن اسم دنيا رد تماس دادم، الان اصلا حوصلش رو نداشتم
به سمت كمد لباسم رفتم، نياز داشتم كمى نفس بكشم.
توى ايينه خودم را ديدم. خوب شده بودم؛ پالتوى كرم خز دارم تضاد خوبى با شلوار مشكى و شال مشكيم برقرار كرده بود.
به سمت جاكفشى خونه رفتم. خونه ی ما خيلى بزرگ نبود، از خوانواده ى پولدارى نبوديم، پدرم يه حقوق بگير ساده بود
خلاصه بوت هاى مشكيم رو پام كردم و به سمت در رفتم

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :