دانلود رمان حسرت نازنین

آخرین مطالب

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
رمان شکاک و نارین کسی داره؟ 0 10 mbm
رمان گندم رو کسی داره بهم بده؟ 1 23 mahdi1629
دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت 2 52 sara
فال روز سه شنبه 3 مهر 1397 0 27 sara
فال روز دوشنبه 2 مهر 1397 0 21 sara
فال روز یکشنبه 1 مهر 1397 0 24 sara
دانلود رمان عشق به چه قیمت 0 30 sara
فال روز شنبه 31 شهریور 1397 0 60 sara
دانلود رمان در پی انتقام 0 31 sara
دانلود رمان ترس و عشق 0 30 sara
دانلود رمان سه تفنگدار شیطون برای جاوا، اندرویدنوشته فاطمه موسوی 0 25 sara
دانلود رمان زروان 0 31 sara
دانلود عشق نوشته های یک ماه و اندی 0 27 sara
دانلود رمان لاک طلایی 0 25 sara
دانلود رمان دنیا پس از دنیا 0 24 sara
دانلود رمان مردی حکم می دهد 0 42 sara
دانلود رمان تمام ناتمام من 0 27 sara
فال روز جمعه 30 شهریور 1397 0 32 sara
دانلود رمان اگه بدونی 0 25 asal
دانلود رمان او مرا کشت 0 30 asal
دانلود رمان شاه شدم گدا شدی 0 30 asal
دانلود رمان آشوب 0 25 asal
دانلود رمان سر آغاز یک احساس 0 32 asal
دانلود رمان از عشق بدم بدم می اید 0 26 asal
دانلود رمان غزلواره های دلم 0 68 asal
دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست 0 27 asal
دانلود رمان پوکر 0 36 asal
دانلود رمان بخیه 0 32 asal
دانلود رمان چیز هایی هم هست 0 33 asal
دانلود رمان اقیانوس خورشید 0 25 asal

لیست مطالب

امیری کد بازدید : 31159 شنبه 24 شهريور 1397 نظرات ()
دانلود رمان حسرت نازنین

خلاصه:
داستانی زیبا و پر تلاطم،داستانی بـــــرگرفته از عمق احساس آدمی،داستان جاری شده با اشک…داستانِ تنهایی و معصومیت دختری به نام نازنین در رویارویی با عشقی به نام علیرضا و قصه ی تنهایی در حین وجود عشق و معصومیت در رویارویی با رازی پنهان و دست به گریبان شدن با موج و طوفان بر آمده از افشای این راز و در اِنتها پدیدار شدن حسرت در حین عاشقی.

 

 

قسمتی از رمان :

صدای جیغ بلندش سکوت خانه را در هم شکسته بود. دستی به پیشانی داغ و پر دردم کشیدم، با تمام عشقی که به او داشتم باز هم خسته بودم.
جعبه ی قرص های آرامبخش را از روی میز برداشته و به سمت اتاق رفتم. در را به آرامی باز کرده و نگاهم را به او دوختم، به او که روزی آرامش زندگی دو نفریمان بود. دیگر جیغ نمی کشید، حال تنها اشک هایش بود که روی گونه اش می چکید. زانوان نحیفش را در آغوش کشیده و بی صدا اشک می ریخت.

دلم می خواست این جسم ضعیف و رنجور را در آغوش بگیرم. جلو رفته و کنارش روی تخت نشستم اما حتی سر بلند نکرد تا نگاهم کند. مدت ها بود که جز نگاهی سرد و یخ زده هدیه ی دیگری برای من نداشت و حال آن را نیز از من دریغ می کرد.
– باز خواب بد دیدی؟
باز هم سکوت و سکوت و سکوت. قرص را مقابلش گرفتم، آن را با کمی آب بلعید و آرام روی تخت دراز کشید‌. چشمانش را بست و چیزی زیر لب زمزمه کرد که نشنیدم. دیگر نمی توانستم خود را مهار کنم، کنارش دراز کشیده و تن نحیفش را در آغوش گرفتم. 

 



 برای مشاهده لینک دانلود رمان از طریق فرم زیر عضو سابت شوید
بعد از عضویت لینک دانلود نمایش داده میشود
با عضویت در سایت میتوانید از خدمات انجمن سایت نیز استفاده کنید







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :